خرید بک لینک
چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیست!گویا صدای نعره و بانگ اذان یکیست!یکسوی بر یزید و دگرسوی بر حسینخلقی گریستند ولی روضهخوان یکیست!افسرده از مطالعهی زهر و پادزهردیدم دو شیشهاند ولیکن دکان یکیست!در عصر ظلم، ظلم و به دوران عدل، ظلم...در کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیست!در گوش من مقایسهی خیر و شر مخوانچندین مجلّد است ولی داستان یکیست!دزد طلا گریخت ولی دزد گیوه نه...دردا که در گلوی گذر پاسبان یکیست!در جنگ شیخ و شاه، فقط زخم سهم ماستتیر از دو سوی میرود اما نشان یکیست!اینک نگاه کن که نگویی: ندیدهام!در کار ظلم بستن چشم و زبان یکیست...آنجا که پشت گردن مظلوم میخوردحدّ گناه تیغ و تماشاگران یکیست!حسین جنتیبرگرفته از وبلاگ ناخوانده

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: پنجشنبه 31 شهريور 1401 ساعت: 12:48

هر چی بیشتر حرف بزنی، کلمات معنای کمتری پیدا میکنن !همه ما بشکلی، در زندگی یکدیگر موثریم و من فکر میکنم که اصلی ترین هنر، این است که  همیشه فاصله ها را حفظ کنیم .اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم ، میسوزیم و اگر بیش از حد از یکدیگر دور شویم، یخ میبندیم. باید بیاموزیم که فاصله ی مناسب را حفظ کنیم و از آنجا تکان نخوریم. این آموختن نیز همانند دیگر چیزهایی که ازاعماق وجود میآموزیم، تنها با تجربه ای سخت، امکان پذیر است. باید بهای آنرا بپردازیم...* * * * * * * * * * * * * *با نویسنده محترم جناب آقای بوبن هم نظرم که:ما میخواهیم دوستمان بدارند؛ خواستن در این جمله زیادی است؛بهتر است بگوییم در آرزوی آن هستیم که دوستمان بدارند؛صمیمانه و ساده لوحانه در آرزوی آنیم که دوستمان بدارند؛اما در باور و رویایمان اشتباه میکنیم.آنچه در واقع آرزویش را داریم این است که ما را ترجیح دهند؛دوست بدارند، ولی کمی بیشتر از دیگران ترجیحمان دهند. ما عشق و ترجیح را با هم اشتباه میگیریم.حالا من میخوام بگم عشق بدون ترجیح، احمقانه ترین نوع علاقه است.نمیتونم بفهمم چطور میشه یکیو دوست داشت(عاشقانه) ولی شخص دیگه ای رو ترجیح داد، نه!نمیشه.نمیشه دوست عزیزمبا تقدیم احترام خدمت شما خواننده عزیز

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: يکشنبه 13 شهريور 1401 ساعت: 12:07

صفحه بندی